محمدتقی بهجت فومنی شناسنامه نام کامل محمدتقی بهجت فومنی لقب آیت الله العظمی

(العبد - فاضل گیلانی)تاریخ تولد۲ شهریور ۱۲۹۵ (۲۵ شوال ۱۳۳۴)زادگاهفومن - گیلان ایرانمحل تحصیلنجف، قممحل زندگیقممحل مرگ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۹۲ سال) قم، ایرانمدفنحرم فاطمه معصومهاطلاعات آموزشیاستادانسید علی قاضی طباطبایی
محمدحسین غروی اصفهانی
علی محمد بروجردی
سید ابوالحسن اصفهانی
محمدکاظم شیرازی
مرتضی طالقانی
سید ابوالقاسم خویی
سید حسین طباطبایی بروجردیشاگردانعلی پهلوانی تهرانی 
سید عبدالله فاطمی‌نیا 
محمدحسن احمدی فقیه یزدی
حسن لاهوتی اشکوری
مختار امینیان
محمود امجد
مصباح یزدی
کاظم صدیقی 
محمد داستانپور 
سیدامیررضا خلیقی‌پورتالیفاتوسیلة النجاه
جامع المسائل
مباحث الاصول
بهجة الفقیه
مناسک حج
رساله توضیح المسائلفعالیت‌های
علمیتدریس خارج فقه و اصولوبگاه رسمیمرکز تنظیم و نشر آثار آیت‌الله العظمی بهجت (قدس سره)

زندگی‌نامهویرایش

تولدویرایش

محمدتقی بهجت در شب جمعه ۲ شهریور ۱۲۹۵، برابر با ۲۵ شوال ۱۳۳۴ هجری قمری در خانواده‌ای دیندار، در شهرفومن واقع در استان گیلان، چشم به جهان گشود.[۱]کربلایی محمود، پدر وی، از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم می‌پرداخت و اسناد و قباله‌های محلی به گواهی وی می‌رسید.[۶] پدرش همچنین از ذوق ادبی برخوردار بوده و در رثای اهل بیت به ویژه حسین بن علی شعر می‌سرود.[۱][۶]

نامگذاریویرایش

دربارهٔ نام بهجت خاطره‌ای از یکی از نزدیکان وی نقل شده‌است:[۷][۶][۸][۹]

پدر ایشان در سن ۱۶–۱۷ سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می‌افتد و حالش بد می‌شود به گونه‌ای که امید زنده ماندن او از بین می‌رود وی می‌گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت: «با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمدتقی است.»

تا اینکه با آن حالت خوابش می‌برد و مادرش که در بالین او نشسته بود گمان می‌کند وی از دنیا رفته، اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می‌شود و حالش رو به بهبودی می‌رود و بالاخره کاملاً شفا می‌یابد. چند سال پس از این ماجرا تصمیم به ازدواج می‌گیرد و سخنی را که در حال بیماری به او گفته شده بود کاملاً از یاد می‌برد. بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می‌گذارد، فرزند دومی دختر بوده، وقتی سومین فرزندش متولد می‌شود، اسمش را محمدحسین می‌گذارد، و هنگامی که خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می‌کند به یاد آن سخن که در دوران بیماری اش شنیده بود می‌افتد، و وی را «محمدتقی» نام می‌نهد، ولی وی در کودکی در حوض آب می‌افتد و از دنیا می‌رود، تا اینکه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره «محمدتقی» نام می‌گذارد، و بدینسان نام بهجت مشخص می‌گردد.

از کودکی تا آغاز نوجوانیویرایش

نوجوانی محمدتقی بهجت

نخستین رویداد مهم در زندگی وی، از دست دادن مادر در شانزده ماهگی بود.[۱][۶] تحصیلات ابتدایی را در مکتب‌خانهملاحسین کوکبی فومنی واقع در فومن گذراند و در همان شهر به تحصیل مقدمات علوم اسلامی در حوزه علمیهپرداخت.[۱][۱۰] زیر نظر استادانی همچون شیخ احمد سعیدی فومنی دروس حوزوی را کنار برخی متون ادبیات فارسیهمچون بوستان سعدی، گلستان سعدی و کلیله و دمنهفراگرفت.[۱]

تحصیل در کربلاویرایش

در ۱۳ سالگی پدرش که شوق وی به کسب علم را دید، او را همراه یکی از دوستان متمکّنش که قصد تشرف به عتبات عالیات داشت، به کربلا فرستاد. محمدتقی در سفر اول موفق به خروج از مرز نشد و مأموران مرزی به بهانه عدم همراهی والدین یا نداشتن جواز خروج، از ورودش به عراقجلوگیری کردند. اما چندی بعد، در جمادی‌الثانی سال ۱۳۴۸ ق.(۱۳۰۸ خورشیدی) در حالی که چند ماه بیشتر تا ۱۴ سالگی فاصله نداشت موفق به خروج از کشور شد.[۲][۱۰]محمدتقی به منزل عمویش که در آن زمان مقیم کربلا بود، وارد شد و پس از حدود یک سال به مدرسه[کدام؟] رفت و در حجره ساکن شد. محمدتقی در این سال‌ها ادبیات عرب و بخشی از کتاب‌های فقه و اصول را خواند و در سال دوم سکونتش در کربلا، نزد جعفر حائری فومنی و با حضور پدر که به کربلا آمده بود، معمم شد.[۲]

تحصیل در نجفویرایش

بهجت، پس از چهار سال حضور در کربلا، در سال ۱۳۵۲. قبرابر با ۱۳۱۲ عازم نجف شد.[۱۱] او در حوزه علمیه نجفنخست بخش‌های پایانی سطح عالی علوم حوزوی را در محضر استادانی همچون مرتضی طالقانی، هادی میلانی،ابوالقاسم خویی، علی محمد بروجردی و سید محمود حسینی شاهرودی به پایان رساند و سپس وارد دروسخارج فقه و اصول شد. برای تحصیل در دروس خارج، در محضر استادان طراز اول نجف همچون آقا ضیاءالدین عراقی و میرزای نائینی در اصول و محمدکاظم شیرازی در فقه بود. سپس به حوزه درسی محمدحسین غروی اصفهانی (مشهور به کمپانی اصفهانی) پیوست و سال‌ها ماندگار شد.[۱۱] همچنین از محضر درس ابوالحسن اصفهانیبهره برد. محمدتقی علاوه بر فقه و اصول، به فلسفه و علوم عقلی نیز توجه داشت. بدین‌رو کتاب‌های مهم فلسفه مانند الاشارات و التنبیهات ابن سینا و اسفار ملاصدرا را نزد سید حسین بادکوبه‌ای فراگرفت.[۱۱]

با تدریس دروس، از فضلا و مدرسین سطوح عالی حوزه شد. همکاری با شیخ عباس قمی در تألیف کتابسفینةالبحار از دیگر فعالیت‌های علمی و معرفتی وی در آن سال‌ها بود.[۱۱]

وی در حدود ۲۸ سالگی به درجه اجتهاد رسیده بود.[۱۲]

استادانویرایش

دو چهره برجستهٔ علمی و معنوی حوزهٔ نجف تأثیر عمیق‌تری بر شخصیت محمدتقی بهجت گذاشتند: غروی اصفهانی (مشهور به کمپانی) و سید علی قاضی. وی سال‌ها از محضر غروی اصفهانی بهره برد و در محضر درس او، پیوسته آموخت و نقد کرد و پیش رفت؛ بدان حد که در زمرهٔ بهترین شاگردان او درآمد.[نیازمند منبع]

او دربارهٔ محمدحسین غروی اصفهانی می‌گوید:(به نقل از مصباح)

مرحوم آقا شیخ محمد حسین طوری بود که اگر کسی به فعالیت‌های علمی اش توجه می‌کرد تصور می‌کرد در شبانه روز هیچ کاری غیر از مطالعه و تحقیق ندارد، و اگر کسی از برنامه‌های عبادی ایشان اطلاع پیدا می‌کرد فکر می‌کرد غیر از عبادت به کاری نمی‌پردازد.[۱۳][۱۴]

لقب فاضل گیلانیویرایش

همچنین عارف نامی میرزا علی قاضی تأثیر بسیاری بر روش عرفانی و کسب مراتب معنوی او گذاشت. به واقع وی با ورود به نجف اشرف در سن هیجده سالگی، گمشدهٔ خویش را در وجود او یافت و سال‌ها در محضرش، شاگردی کرد. سید علی قاضی نیز به این شاگرد خود عنایات ویژه داشت و از سر صمیمیت و محبت، او را «فاضل گیلانی» خطاب می‌کرد.[۳]

اشتغال شدید و شبانه‌روزی به تحصیل و تهذیب، گاهی وی را در بستر کسالت و بیماری می‌افکند. از همین روی، هر از گاه باید به کاظمین و سامرا و کربلا می‌رفت تا ضمن تغییر آب‌وهوا، جسم نحیف خود را از آسیب‌های بیشتر مصون نگه دارد.[۱۱]

بازگشت به ایرانویرایش

محمد تقی بهجت - ۱۳۲۴ خورشیدی - نجف اشرف

محمدتقی بهجت پس از شانزده سال اقامت در عراق در سال ۱۳۲۴ ش. (۱۳۶۴ ق.) به توصیه پزشکان و به دلیل بیماری به ایران بازگشت.[۱۵][۱۶] مدت چندانی نگذشته بود که به پیشنهاد خواهر بزرگترش ازدواج کرد. چند ماهی را در فومن ماند تا اینکه تصمیم گرفت دوباره به حوزهٔ علمیهٔ نجف برود. اما این بار بر آن شد که در مسیر راه و هم‌زمان با پرداختن به امور گذرنامه، چندی در شهر قم ساکن شود، تا با حوزه علمیه قم آشنایی بیشتری پیدا کند، سپس عازم نجف گردد. بدین‌رو در شوال سال ۱۳۶۴ ق. برابر با ۱۳۲۴ خورشیدی، عازم قم شد.[۱۵] بیش از چندی از حضورش در قم نگذشته بود که در ۲۸ صفر سال ۱۳۶۵ ق.، برابر با سال ۱۳۲۵ ش. پدر خود را نیز از دست داد.[۱۵] ماه‌های سکونت در قم با خبرهایی ناگوار که از نجف می‌رسید، همراه بود؛ درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی در ذی‌الحجه ۱۳۶۵ ه‍. ق؛ و میرزا علی قاضی