اعمالی که شیطان را خشمگین میکند

اعمالی که شیطان را خشمگین میکند

شاید در طول یک روز انسان چند بار فریب حیله گری شیطان را بخورد و در محضر خداوند مرتکب گناه شود.اما برخی ها هم وجود دارند که به بهترین شکل از دین خود پاسداری می کنند و تسلیم هوای نفس نشده و با شیطان معامله نمی کنند.وجود این انسان ها را نور خدا فراگرفته است.

امام صادق(ع)در مورد این دست افراد که شیطان را پیشوای خود قرار نمی دهند می فرمایند:

قال إبليس: خمسة (أشياء) ليس لي فيهن حيلة وسائر الناس في قبضتي ...

ابليس گفت: پنج نفر هستند که هيچ چاره اي براي آنها ندارم اما ديگر مردمان در مشت من هستند:

1. هر که با نيت درست به خدا پناه برد و در همه کارهايش به او تکيه کند.

2.کسي که شب و روز بسيار تسبيح خدا گويد.

3.کسي که براي برادر مؤمنش آن پسندد که براي خود مي پسندد.

4.کسي که هر گاه مصيبتي به او مي رسد، بي تابي نمي کند.

5.هر کسي که به آنچه خداوند قسمتش کرده، خرسند است و غم روزيش را نمي خورد.

 الخصال، ج ۱، ص ۲۸۵

حال هر انسانی بهتر است خود را با این اوصاف تطبیق دهد و ببیند که آیا توانسته با اعمالش شیطان را خشمگین کند و در مقابل به ریسمان الهی چنگ زند؟

 

شیطان کیست

شیطان به معنای موجود سرکش و متمرد است و به هر موجود موذی، منحرف کننده، طاغی و سرکش خطاب می شود. اما «ابلیس» نام آن شیطان بزرگی است که بر آدم سجده نکرد و هم اکنون با لشکر و جنود خود در کمین تمام آدمیان است.
 
(تفسیر نمونه، ج1، ص 191)
 
ابلیس شیطان بزرگ، دارای اعوان و فرزندان و جنودی از اجنه است که با کمک آنان جهانیان را می فریبد. قرآن به جنود و فرزندان شیطان اشاره می کند و می فرماید: «آیا ابلیس و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می کنید در حالی که دشمن من هستند.»
 
(کهف، آیه 50)
 
و می فرماید: «ابلیس (شیطان بزرگ) و همکارانش شما را می بینند و شما آنها را نمی بینید.»

(اعراف، آیه 27)
 
امام صادق (ع) فرمود: «هنگامی که آیه "کسانی که وقتی کار بدی انجام دهند یا به خویشتن ستم کنند خدا را به یاد می آورند و برای گناهانشان استغفار می کنند" (آل عمران، آیه 35) نازل شد، ابلیس بالای کوهی در مکه رفت و با صدای بلند فریاد کشید و سران لشکرش را جمع کرد. گفتند ای آقای ما چه شده است که ما را فرا خواندی؟ گفت: این آیه نازل شده است چه کسی می تواند با آن مقابله کند؟ وسواس خناس یکی از شیاطین گفت: من آن ها را با وعده ها و آرزوها سرگرم می کنم تا آلوده گناه شوند و هنگامی که گناه کردند توبه را از یادشان می برم. ابلیس گفت تو می توانی از عهده این کار برآیی و این ماموریت را تا روز قیامت به او سپرد.

(امالی صدوق، ص 465)
وسائل الشیعه، ج 16، ص67)
 
این حدیث نیز وجود اعوان و انصار را برای شیطان بزرگ ابلیس ثابت می کند.
 
پیامبر گرامی فرمود: «همراه هر یک از شما دو فرشته از جانب خدا است. یکی جانب راست او که حسناتش را می نویسد و دیگری جانب چپ او که بدی هایش را می نویسد و با هر انسانی دو شیطان از جانب ابلیس نیز می باشد که او را وسوسه و می فریبند...»
 
(بحارالانوار، ج 60، ص 271)
 
در روایت دیگر آمده است که فرمود: «هیچ فرزندی برای انسان متولد نمی شود مگر آنکه برای ابلیس دو فرزند متولد می شود و او با کمک فرزندانش انسان ها را اغوا می کند.»
 
(بحارالانوار، ج 60، ص 275)

اسامی شیاطین

 

اسامی شیاطین

در سفینة البحار آمده است که شیطان یارانی دارد که برای وسوسه انسان ها به او یاری می رسانند. این شیاطین در هر موقعیت زمانی و مکانی، در خدمت ابلیس هستند تا او را به اهدافش برسانند. اسامی آنان از این قرار است:

1_ ولهان؛ انسان را در طهارت و نماز وسوسه می کند و به شک می اندازد که این نماز باطل است

 2_هفاف؛ ماموریت دارد که در بیابانها و صحراها انسان را اذیت کند و برای ترسانیدن او را به وهم و خیال اندازد یا به شکل حیوانات گوناگون به نظر انسان درآید

3_ زلنبور؛ موکل بازاری هاست. لغویات و دروغ، قسم دروغ و مدح کردن متاع را نزد آنها زینت می دهد.

 4_ ثبر؛ در وقتی که مصیبتی به انسان وارد می شود، صورت خراشیدن، سیلی به خود زدن، یقه و لباس پاره کردن را برای انسان پسندیده جلوه می دهد.

 5_ابیض؛ انبیا را وسوسه می کند - یا ماءمور به خشم در آوردن انسان است و غضب را پیش او موجه جلوه می دهد و به وسیله آن خونها ریخته می شود.

6_اعور؛ کارش تحریک شهوات در مردان و زنها است و آنها را به حرکت می آورد! و انسان را وادار به زنا می کند
 (اعور، همان شیطانی است که بر صیصای عابد را وسوسه کرد تا با دختری زنا کند.)

 7_داسم؛ همواره مراقب خانه هاست. وقتی انسان داخل خانه شد و سلام نکرد و نام خدا را بر زبان نیاورد، با او داخل خانه می شود و آن قدر وسوسه می کند تا شر و فتنه ایجاد نماید

8_مطرش؛ کار او پراکندن اخبار دروغ یا دروغ هایی است که خود جعل کرده؛ در حالی که حقیقت ندارند.
 
9_قنذر؛ او نظارت بر زندگی افراد می کند. هر کس چهل روز در خانه خود طنبور داشته باشد؛ غیرت را از او بر می دارد، به طوری که انسان در برابر ناموس خود بی تفاوت می شود.

 10_دهار؛ ماءموریت او آزار مؤمنان در خواب است. به طوری که انسان خواب های وحشتناک می بیند، یا در خواب به شکل زنان نامحرم در می آید و انسان را وسوسه می کند تا او را محتلم کند.
 
11_قبض؛ وظیفه او تخم گذاری ست. روزی سی عدد تخم می گذارد. ده عدد در مشرق و ده عدد در مغرب و ده عدد زمین، از هر تخمی عده ای از شیاطین و عفریت ها و غول ها و جن بیرون می آیند که تمام آنها دشمن انسان اند.)

 12_تمریح؛ امام صادق علیه السلام فرمودند: برای ابلیس - در گمراه ساختن افراد - کمک کننده ای به نام (تمریح) وی در آغاز شب بین مغرب و مشرق به وسوسه کردن، وقت مردم را پر می کند.
 13_قزح؛ ابن کوا از امیرالمؤمنین علیه السلام از قوس و قزح پرسید، حضرت فرمود: قوس قزح مگو؟! زیرا نام شیطان (قزح) است بلکه بگو قوس اله و قوس الرحمن

14_زوال؛ مرحوم کلینی از عطیة بن المعزام روایت کرده که وی گفت: در خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم و از مردانی که دارای مرض (ابنه) بوده و هستند یاد کردم. حضرت فرمود: (زوال) پسر ابلیس با آنها مشارکت می کند ایشان مبتلا به آن مرض می شوند.

 15_لاقیس؛ او یکی از دختران شیطان و کارش وادار کردن زنان به هم جنس بازی است او مساحقه را به زنان قوم لوط یاد داد.
 
16_متکون؛ شکل خود را تغییر می دهد و خود را به صورت بزرگ و کوچک در می آورد و مردم را گول می زند و این وسیله آنان را وادار به گناه می کند.

. 17_مذهب؛ خود را به صورت های مختلف در می آورد، مگر به صورت پیغمبر و یا وصی او. مردم را با هر وسیله که بتواند گمراه می کند.

18_خنزب؛ بین نمازگزار نمازش حایل می شود؛ یعنی توجه قلب را از وی برطرف می کند. در خبر است که: عثمان بن ابی العاص بن بشر در خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله عرض کرد: شیطان بین نماز و قرائت من حایل می شود - یعنی حضور قلب را از من می گیرد - حضرت جواب داد: نامش شیطان (خنزب) است. پس هر زمان از او ترسیدی به خدا پناه ببر.

19_مقلاص؛ موکل قمار است. قمار بازها همه به دستور او رفتار می کنند. به وسیله قمار و برد و باخت اختلاف و دشمنی در میان آنان به وجود می آورد.

20_طرطبه؛ از دختران آن ملعون می باشد. کار او وادار کردن زنان به زنا است و هم جنس بازی را هم به آنان تلقین می کند.

منبع: سفینة البحار، جلد 1، ص 99 و ص100